تبليغاتX
.•*.۩۞۩. باغبان .۩۞۩.*•.

.•*.۩۞۩. باغبان .۩۞۩.*•.

.•*.۩۞۩ باغبان در باز کن.من مرد گلچین نیستم.خود گلی دارم،که محاج گل کس نیستم ۩۞۩.*•.

به اميد فردايي بهتر

بگذار ساده باشم       به سادگي افتادن يك سيب از درخت

امروز فقط امدم تا حرف دلم رو بزنم اما نمي دونم چه جور بگم و چه طور بيان كنم

سعي مي كنم ساده بگم و اون اينكه

چقدر زندگي سخته و مي نيز چقدر داريم سخت ترش مي كنيم

چقدر زندگي خسته كننده هست و روز به روز احساس مي كنيم داره بيشتر خسته كننده مي شه

چقدر توي زندگي تنهاييم و احساس تنهايي مي كنيم و كسي نيست كه اين تنهايي مون رو درك كنه

چقدر افسرده ايم و سعي نمي كنيم از اين افسرده گي بيرون بياييم

اما امروز

من مي خواهم با اين زندگي بجنگم با همه بدي هاش

با همه تنهايي هاش

با همه روزهاي تكراريش

با همه نا اميديهام

و امروز رو مي خواهم دوباره شروع كنم در كنار همه غمها و دلوابستگي هاي ديروز و به به خاطر

كساني كه دوستشون دارم و تنهام گزاشتن امروز با همه سختي هاش  با همه بدي هاش

از ان من هستش و اينده ماله من است و به در اين راه اميدم به خداست و هر چه اون خواهد همان

خواهد شد پس از ته دل يه نفس عميق تو هم از ته دل بكش بگووووووو خداااا روووو شكرت

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 16:26  توسط binorali  | 

تولدم مبارك

كاش قلبم درد تــنهايــــي نداشت                    چهره ام هرگز پـــــريشـاني نداشت

 

بـــرگ هـــاي آخــر تقويـــم عشق                    حـــــرفي از يك روز بـاراني نداشت

 

كــاش مي شـــد راه ســرد عـشـق را              بــي اختيار پيمود و قرباني نداشت


     

امروز به دنیا آمدم. اما امروز چطور؟؟؟!!!

امروز پاک بودم، زلال و صاف. امروز چطور؟؟؟!!!

امروز صدای آغازینم گریستن بود. امروز هم ...

 اکرم می گوید پیر نشده ام. آرش می گوید موهایم مثل دندان هایم سفید شده.

صفیه می گوید تو نه بزرگ شدی و نه هنوز کوچکی.  خودم اما...

 

        

چی؟ با من هستی؟؟؟ هان؟؟؟  حق با توست. اتفاقی نیفتاده .

 

دردهایش را مادرم کشید... من به دنیا مدآم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 22:33  توسط binorali  | 

محرم

ایام ما محرم رو به همه شما دوست دارن حسین تسلیت می گم
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 21:22  توسط binorali  | 

خسته ام

 

           

    باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت، با لب بسته نوشت،

     گرم و پر رنگ نوشت، روی هر سنگ نوشت، تا بدانند همه،

          تا بخوانند همه، که اگر عشق نباشد دل نیست

                                         

 ســـــاده نبود گذشتن از تــــــــو برام       ساده نبود کوچ از لـــــــــحظه هام

 ســاده نبود قصه بـــــی تــــــــــو بودن     ساده نبود هق هق شب گریه هام

 چه ساده دل بریدی اشک مــنو ندیدی     رو خاطرات قـــــشنگمون کشیدی

اما به انتظار برگــشتنت مـــــــی مونم    شب تا ســحر غزل غزل می خونم

  

تقديم به  ابجي نازنين

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 13:52  توسط binorali  | 

دوای درد مرا هیچ کس نمی داند

نمی دونم چی میخوام بنویسم، فقط می دونم که می خوام بنویسم، می نویسم چون نیاز دارم بنویسم، چون نیاز دارم حرف بزنم، چون نیاز دارم درددل کنم، چون دلم گرفته و هزار چون دیگه که از نوشتنشون صرفنظر می کنم چون نمی خوام این قطار "چون ها" صفحه نيمه سياه وبلاگمو سیاه کنه.

می نویسم، می نویسم و باز هم می نویسم. شاید این نوشتن اندکی حالمو بهتر کنه، می نویسم چون احساس می کنم چیزی جز نوشتن از دستم بر نمیاد.

دوای درد مرا هیچ کس نمی داند                فقط به طبیبان بگو دعا کنند مرا

خسته ام، خسته ام و باز هم خسته ام. خسته ام از این زندگی بی هدف، خسته ام از این سرگشتگی، خسته ام از این تظاهر به شاد بون، از تظاهر به عادی بودن کردن. گاهی وقتا از زیر پوسته ام بیرون میام، اون وقته که اطرافیانم متوجه میشن که حالم خوب نیست، اما هیچ کس منو درک نمی کنه. همیشه سعی می کنم با مشغول کردن خودم فراموشش کنم اما گاهی اوقات واقعا ناراحت کنندست.

احساس پوچ بودن می کنم، احساس بی ارزش بودن، احساس می کنم که بود و نبودم تفاوتی نداره، احساس می کنم که زیر دِینم، دینی که نمی دونم چه طور باید اداش کنم، دین به کسی که همیشه ناامیدش کردم، احساس گیج بودن می کنم، احساس سردرگمی و هزار احساس سیاه دیگه که از نوشتنشون صرفنظر می کنم چون نمی خوام این قطار "احساس ها" صفحه سیاه وبلاگمو از این سیاه تر کنه.

دوست دارم کاری بکنم، دوست دارم مفید باشم، دوست دارم راهو پیدا کنم،  راهی که اگه پیدا بشه همه این سیاهی ها سفید میشه. اما نمی دونم چه طور باید این راهو پیدا کنم.

می نویسم، می نویسم و باز هم ... نه دیگه نمی نویسم.

خسته ام...

عاجزانه التماس دعا دارم

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 21:54  توسط binorali  |